هدف مدار هستید یا هدفمند ؟! افراد موفق از کدام نوع هدف گذاری استفاده می کنند؟

ravanesabz.com

به نظر شما افراد هدفمند یا افراد هدف مدار چه کسانی هستند؟ آیا این دو گروه با هم فرق دارند؟ ویژگی های آنها چیست؟ و کدام یک زودتر به اهدافی که تعیین کردند، دست پیدا می­ کنند؟  در اینجا قصد داریم به صورت مختصر در مورد رفتار های مربوط به افراد هدفمند و افراد هدف مدار، ویژگی ها و نکاتی را ارائه کنیم.

با نگاهی به دنیای اطراف خود و مطالعه ای در تاریخ تمدن، متوجه می شویم که تمام احاد بشر از تاریخ پیدایش تاکنون در زندگی خود به دنبال مقصود و منظوری بوده و برای دستیابی به آن در تلاش بوده­ اند که این خود می ­تواند شاهدی بر به هدفمندی نظام طبیعت و حرکت به سوی تکامل که در همه موجودات قابل رویت است، و آن را میتوان در زندگی بشری نیزمشاهده کرد، ­باشد. بر اساس دیدگاه انشتین که تمام کائنات در حال حرکت و ارتعاش هستند و همچنین اشاره ادیان و مکاتب مختلف مبنی بر حرکت توام موجودات به سوی مقصد و منظوری خاص. همین ویژگی فراگیر در نوع بشر نیز وجود دارد تاکنون انسانی نبوده که در زندگی خویش آرزو و مقصودی نداشته باشد.

امروزه انسان با مطالعه بیشتر در زمینه توانایی­ ها و ظرفیت خود در دستیابی سریعتر به اهداف خود  پی برده است که به واسطه پرورش خود و تدارک تکنیک­ هایی میتواند به پیشبرد خود در کسب موفقیت همت گمارد و زندگی سعادتمند را برای خود به ارمغان بیاورد. دستیابی انسان به این مجموعه مهارت­ ها شاید یکی از بزرگترین کشفیاتی باشد که نتایج و پیشرفتهای چشمگیری را از زمان درک آنها برای انسان به ارمغان آورده است.

تمامی پیشرفتهای بشر از کوچکترین اختراع گرفته تا کشفیات پزشکی، پیشرفتهای فنی و تجاری قبل از آنکه به عمل درآیند، در ذهن افراد جریان داشتند. این دستاوردها حاصل تفکر افرادی بوده ­اند که آنها را به عنوان هدفی در برابر خویش قرار داده­ اند. هدف چیزی است که می­خواهیم آن را بدست بیاوریم. هدف از یک رویا والاتر است. هدف رویایی است که برای تحقق آن کوششی بعمل می­آید

ولی سوالی که در اینجا مطرح است آیا همه افراد که هدف گذاری میکنند از یک شیوه و دستورالعمل استفاده می­کنند؟ در اینجا می­خواهیم دو گروه ازافراد را که به شیوه­ های متفاوت از هم هدف گذاری می کنند معرفی کنیم. دسته اول افرادی هستند که به آنها افراد هدف مدار گفته می­شود و گروه دیگر افرادی هستند که به آنها افراد هدفمند اطلاق می­شود.

هر دو گروه اهدافی مشخص و واضح برای دستیابی به آن دارند و همچنین از برنامه ریزی و برنامه زمانی مشخصی برای دستیابی به اهدافشان استفاده می­کنند. این دو گروه با توجه به تشابهاتی که با هم دارند در بعضی جهات وجوه تمایز بارزی نیز با هم دارند!

با توجه به ذکر این نکته در ابتدای نوشتار مبنی بر اینکه نوع بشر مقصود و منظوری در زندگی خویش دارد که دستیابی به آن باعث خوشبختی و ایجاد حس خوب در وی می­شود، در گروه افراد هدف مدار این باور معمولا وجود دارد که دستیابی به هدف و کسب نتیجه آنها را به احساس خوب می­رساند و این دسته از افراد نهایت تلاش خودشان را می­کنند که به اهدافشان برسند و در نتیجه احساس خوب را در خودشان ایجاد کنند. یکی از ویژگی های این افراد تلاش کردن مفرط برای کسب نتیجه دلخواه است و تا زمانی که به آن دست پیدا نکنند به قول خودشان آرام نمی­گیرند که نمونه آن را می­توان در بین داوطلبان آزمون های کنکور و… مشاهده کرد. افرادی به شیوه­ای نامتعارف از تفریح، استراحت، مسافرت و… می­گذرند تا اینکه به نتیجه­ ای دلخواه برسند. اعضای خانواده این دسته از افراد نیز از این شیوه حمایت می­کنند. در این شیوه هدفگذاری افراد هدفمدار در طی مسیر رسیدن به اهدافشان همیشه نسبت به کسب نتیجه دچار تردید و دودلی می شوند.

ویژگی های افراد هدف مدار:

 – اهداف مشخصی دارند

– افراد هدف مدار برای اهداف خود برنامه ریزی کرده ­اند ولی به دلیل نگرانی از برنامه منظمی پیروی نمی­کنند.

– نسبت به دستیابی به اهداف دچار تردید می­شوند.

– افراد هدف مدار از نظر ذهنی خود را به خوشحالی کردن بعد از کسب نتیجه عادت داده ­اند

– تفریح، خوراک و خواب آنها به دلیل اضطراب و نگرانی دچار اختلال می­شود

– و…

این شکل از هدفگذاری که افراد هدف مدار دارند به دو عامل عمده مربوط می­شود که عبارتست از؛

۱- غریزه طبیعی نیل به اهداف و آرزوها که در نهاد هر موجود وهمچنین انسان وجود دارد

۲- سیستم پاداش و تنبیهی که در بین بسیاری از خانواده­ها، فرهنگ و جوامع مختلف شایع است که این نیز به نوبه خود متاثر از عامل اول است.

افراد هدف مدار به دلیل اینکه در گذشته و از زمان کودکی غالباً برای نیل به هدفی از طرف خانواده و جامعه تشویق شده  و همچنین از طرف دیگر عدم دستیلبی به اهداف و خواسته­ ها مستلزم تنبیهات و جرایمی می­شد که برای این دسته از افراد خوشایند نبود تحت تاثیر این برخورد، به صورت ناخودآگاه اقدام به این شکل از هدف گذاری می­کنند. سبکی از تعیین هدف که افراد فقط درنقطه زمانی خاصی احساس خوشبختی­ می­کنند که زمان کسب نتیجه دلخواه است. اتفاقی که در این شکل از هدف گذاری رخ می­دهد به این صورت است که به دلیل نگرانی از کسب نتیجه، دستیابی کامل به اهداف برای فرد دشوار بوده و باعث می­شود فرد همیشه احساس می کند در این راه سختی های فراوانی را تحمل کرده تا به اهدافشان برسند.

در مقابل افراد هدف مدار گروه دیگری از افراد هستند که اصطلاحاً آنها را  افراد هدفمند می­نامند. این دسته از افراد همچون افراد هدف­مدار به قدرت هدف گذاری آگاه بوده و با برنامه­ ریزی در دستیابی به اهدافشان، اقدام می­کنند. از طرفی این افراد برعکس افراد هدف­مدار از نوع دیگری آگاهی برخوردارند که درک و بکارگیری چند اصل ساده باعث تفاوت های فاحش این افراد در دستیابی به اهداف با افراد هدف­ مدار می­شود. این افراد به صورت آگاهانه یا در موارد نادر به صورت ناخودآگاه از تکنیک های ذهنی و رفتاری ساده­ای استفاده می کنند که آنها را از دیگر افراد متمایز می­کند که در زیر بیان می­کنیم:

کنترل عواطف خود و احساس خوشحالی در طول مسیر دستیابی به هدف؛

افراد هدفمند در تمام مراحل زندگی احساس خوشایندی دارند. این افراد از فلسفه و ماهیت هدف گذاری که بدست آوردن خوشبختی است کاملاً آگاه هستند و در مسیر حرکت به سوی اهداف اجازه نمی­دهند که مشکلات و ناملایمات بر عواطف آنها تاثیر نامطلوبی بگذارد. به عبارتی احساس خوب را قبل از دستیابی به هدف در خود ایجاد می­کنند. نکته جالب توجه این است که این گروه برعکس افراد هدف­ مدار از درون مشکلات و مصائب برای خود به دنبال فرصت می­گردند و بیشتر اوقات در دل مسائل به ایده ­ها و خلاقیت­ هایی دست پیدا می­کنند که در شرایط عادی غیر ممکن می ­نمود.

باور دستیابی به هدف مورد نظر؛

این دسته از افراد آنچنان در تجسم کسب هدف هستند، گویی که آن هدف و خواسته را  قبل از دستیابی به آن بدست آورده­ اند و باور دارند که این امر اتفاق می­افتد. به همین خاطر در اکثر مواقع این افراد به بیشتر از آن چیزی که در ذهن خود داشتند دست پیدا می­کنند.

نتیجه:

در بالا اشاره کردیم که افراد هدف­ مدار به دلیل نگرانی از دستیابی به هدف و چشم دوختن تنها به یک نقطه خاص در آینده در طول مسیر دستیابی به اهداف دچار نگرانی­ هایی می­شوند. همین رویکرد باعث می­گردد که این افراد فرصتهای پیش رو را نبینند و در مقابل مشکلات شکننده عمل می کنند. باید این نکته را متذکر شد که ضمیر ناخودآگاه انسان که بیشتر اعمال ما را در اختیار گرفته در مقابل اموری که با احساسات عجین شده تربیت می­شود که احساس نگرانی بیشتر باعث میشود علایم منفی بیشتری مبنی بر نگرانی بر ضمیر ناخودآگاه تاثیر بگذارد که این باعث کسب نتایج نامطلوبی در زندگی واقعی افراد میشود. ضمیر ناخودآگاه در مقابل اموری که در آن افراد سرشار از احساس خوب هستند نیز عکس العمل مثبت را از خود نشان می­دهد که این امر به نوبه خود باعث بروز اتفاقات خوب در زندگی افراد می­گردد.

او خنده­ای کرد و گفت:” هنگامی که امروز از کوه صعود می­کردی و پشت جوی می­دویدی، هرگز با نگاهی مشتاق و آرزومند به ستیغ کوه نگاه نمی­کردی، بلکه مستقیم جلوی پایت را نگاه می­کردی و هر بار هم فقط یک کام برمی­داشتی. همه چیز به همین شیوه، عملی می­شود…”

از کتاب جنگجوی صلح جو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *